طاها
معرفی آثار اسلامی و ادبی
عنوان اين مباحث تاريخ اسلام است. منتهي قبل از اينكه به اصل بحث بپردازيم، لازم است نكاتي را يادآور شويم. در صحبت از تاريخ، معمولاً گذشته براي ما تداعي ميشود، گذشتهاي كه در آن حضور نداشتيم و از ما جدا، بيگانه و معمولاً خيلي قديم است به نحويكه سخن از او براي ما به عنوان نوعي قصه و حكايت طرح ميشود. قصه و حكايتي كه نهايتاً مي خواهيم از آن عبرت بگيريم. اما در بحث تاريخ اسلام اينگونه نيست، چون اسلام زمان ندارد. اسلام علم و حقيقت است و علم و حقيقت هميشگي است، زمان بردار نيست و ديگر اينكه اين علم و حقيقت در جان ماست و با ما بيگانه نيست. از آن روزي كه خلق شدهايم اسلام با آب و گل ما آميخته شده است و بنابراين سخن از اسلام سخن از بيگانه و غريبه و سخن از گذشتههاي دور و قصه و حكايتي نيست كه بخواهيم از آن عبرتي بگيريم بلكه سخن از اسلام سخن از هويت گمشده ماست. سخن از هويتي است كه ميخواهيم به آن رجوع كنيم و در سايه اين بازگشت در واقع خود حقيقي خويش را پيدا كنيم و راه كمال حقيقي را به روي خودمان باز كنيم. بنابراين، تاريخ اسلام سرگذشت خود ما و بازگشت به خويش و احياي هويت گرفتار غفلت شده ماست.
نكته ديگر اين است كه اسلام به دليل اينكه علم و حقيقت است، زمان برنميدارد، كهنه و تاريخي نميشود. مرگ ندارد هر چيزي ميميرد غير از اسلام. ذيل اين آيه: «كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال و الاكرام» (27/الرحمن) وجه رب كه باقي ميماند و همه چيز فاني ميشود، عبارتست از اسلام بنابراين سخن از اسلام سخن از يك گذشته مرده نيست، سخن از يك حقيقت ماندگار و زندهاي است كه هرگز زمان برنميدارد و در همه ازمنه ها از گذشته تا كنون و تا آينده و ابديت حضور دارد.
جلد شانزدهم مجموعه نقش ائمه در احیای دین، شهید احیای دین نام گرفت.
اين كتاب به صورت توصيفي، ابعاد نهضت و انگيزه هاي قيام امام حسين عليه السلام را مورد بررسي قرار داده است. ابتدا اوضاع اجتماعي عرب پيش از اسلام و نيز اوضاع اجتماعي مسلمانان پيش از قيام شرح داده شده است. سپس روش ابوبكر و عمر پس از وفات پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم و ماجراهايي از قبيل فدك، سكوت انصار، آغاز نظام طبقاتي در اسلام، چگونگي مقابله معاويه با اسلام و مسئله اطاعت از خليفه مورد بررسي قرار گرفته است.
همچنين علت قيام امام حسين عليه السلام، عزيمت به كربلا، چگونگي شهادت ياران امام حسين عليه السلام، اسارت اهل بيت امام حسين عليه السلام و برخي از حوادث پس از شهادت آن حضرت از جمله سخنراني امام سجادعليه السلام و سخنراني حضرت زينب عليها السلام بررسي شده است.
سقیفه در لغت به معنی سایبانی است که در حکم مهمانخانه شیخ قبیله است و نیز محل اجتماع افراد آن قبیله است که در آنجا درباره همه امور قبیله گفت و گو می شود. سقیفه مشهور در تاریخ محل اجتماع قبیله خزرج از انصار بود و رئیس ایشان سعد بن عباده بود که برای بیعت با او، در آن زمان، در آن محل اجتماع کرده بودند در حالی که بدن مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بین خاندانش بود و مشغول غسل دادن آن پیکر شریف بودند. چون خبر اجتماع سقیفه به گروه پیرو ابوبکر و عمر رسید با سرعت به اجتماع سقیفه ملحق شدند ...
کتاب قرآن و حدیث در ادب فارسی (دکتر علی مرزبان راد)
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعۀ فال به نامِ منِ دیوانه زدند
ادبیات زندگی است ، زندگی فکری ، ذوقی و عاطفی یک ملت در طولِ تاریخ که به نحوی هنری ، صورتی ملفوظ و مکتوب یافته است . همان گونه که فکر و ذوق و عاطفه مراتب و منازل دارد ، ادبیّات هم درجات و دَرَکات میپذیرد . گاه در ظلماتِ تن و امیالِ نفسانی رَه میسپارد و لجن میپراکند ، و زمانی هم از لاهوت ، بالا زده با جانِ جان سخن میگوید ، گرم و صمیمانه و پر شور :
پادشاها در منِ مسکین نگر گر زِ مَن هر بَد بدیدی در گذر
چون ندانستم خطا کردم ، ببخش آنچه کردم عذر آوردم ، ببخش
عفو کن دون همتّیهای مرا محو کن بیحرمتیهایِ مرا
یک نظر سویِ دلِ پُر خونم آر از میانِ اینهمه بیرونم آر
مبتلای خویش و حیرانِ توام گر بَدَم گر نیک هم ز آنِ توام
و امّا این بحرِ موّاج را پهنهها و ساحتهایی ست : ادبیاتِ کلاسیک ، ادبیات معاصرِ پیش از انقلاب و ادبیاتِ انقلاب اسلامی .
از پهنه میانی که بگذریم در باقی ساحتها ، عِطرِ خاصی به مشام میرسد ، بوی خوش فرهنگ اسلامی ، رائحهای جان آشنا و عادت سوز پُر معنی ٰ که در گذشته گلستانها و بوستانها و اینک لالهزارها به ارمغان آورده است .
ترجمه کتاب کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار (مرحوم محدث نوری)
بُوَد آيا كه در ميكدهها بگشايند
گره از كار فروبسته ما بگشايند
كتاب «رخسار پنهان» ترجمه كتاب كشفالأستار عن وجه الغائب عن الابصار تأليف مرحوم محدثِ نوري است كه در سال 1317 ه. ق. از نگارش آن فراغت يافته است
سبب تأليف كتاب آن بوده كه در متجاوز از صد سال قبل، قصيدهاي رائيّه در 25 بيت، از شاعري ناشناس به دست علماي نجف اشرف ميرسد كه طي آن شاعر ضمن طرح اختلاف مسلمانان در باب ولادت حضرت بقيةاللهالاعظم «عج»، از امكان تولّد، طول غيبت و طول عمر آن حضرت اظهار تعجب كرده شيعيان را مورد استهزاء قرار ميدهد.
گروهي از علماي بزرگ آن روز به دفاع از حريم حضرت ولي عصر «عج» پرداخته، رديّههايي به نظم و نثر بر اين قصيده كه به قصيده بغداديّه، شهرت يافت، تنظيم كردند.
|
موضوع: توحید در ادبیات نگارش: مهدی دشتی ناشر:کنگره / وزارت ارشاد سال نشر: ۱۳۸۴ | |
|
كتاب حاضر، اثري تحقيقي است كه در چهار فصل به بررسي جايگاه توحيد در ادب فارسي اختصاص دارد؛ فصل نخست، حاوي مباحثي مقدماتي است كه در آن مفاهيمي همچون زبان، ادبيات، و فرهنگ اسلامي تبيين گرديده است؛ ضمن آن كه شواهد متعددي از شعراي مطرح شعر فارسي ـ از ديرباز تا كنون ـ در اين زمينه فراهم آمده است؛ در فصل دوم، مهمترين مسائل توحيدي در ادب فارسي براساس آثار شاعران برجستهي پارسيگوي مطرح گرديده كه از آن جمله است: رابطهي ميان ذات و صفات حق، تشبيه و تجسيم حق، رويت حق، وحدت وجود، جبر و اختيار، قضا و قدر، و نحوهي آفرينش عالم؛ در فصل سوم از مسائل توحيدي بر مبناي مكتب اهل بيت (ع) سخن رفته است؛ و فصل چهارم دربرگيرندهي پاسخهايي است كه مولف به پرسشهاي دانشجويان در اين زمينه در كلاسهاي درس داده است. | |
|
| |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
قدر مجموعه گل، مرغ سحر داند و بس
ورنه هر كو ورقى خواند معانى دانست
تصحيح متون آنهم به شيوه اى علمي و انتقادى كاريست كه در شصت سال اخير رونقى بسزا يافته بگونه اى كه بسيارى از فرزانگان آنرا وجهه همّت خويش قرار داده اند.
در اين ميان تصحيح آثار ادبى، تاريخى و اسلامي ، در درجه اول از اهميّت قرار گرفته، مصحّحان بزرگى همچون آيت الله علامه شعرانى، محدّث ارموى، سيّد عبدالعزيز طباطبائى، استاد علي اكبر غفارى، محمّد قزوينى، مجتبى مينوى، ملك الشعراء بهار و ديگران توانسته اند آثارى بزرگ و ارزشمند را كه در نسخه هايى غالباً خطى وبعضاً چاپى غير منبقح وجود داشت با تحمّل رنجى گران و بكارگيرى روشهايى دقيق و علمي ، به صورتى پاكيزه، صحيح و قابل استفاده درآورند و راه تحقيق و تتبع بر پايه منابعى قابل وثوق را براى ديگران باز و فراهم سازند.
باتوجه به ارزشمندى كار تصحيح و تاثير ويژهء آن در فهم بهتر ميراث فرهنگى موجود، همواره اين سوال مطرح بوده كه ما مسلمانان اين كار را از كجا آموخته ايم؟ آيا خود مبدع و مبتكر آن بوده ايم و به جهان آموزانده ايم يا در اين زمينه هم ميراث خوار غربيان مي باشيم؟